ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
918
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
شوكت قوى اركان مىافزودند . سيم : اختلاف نوّاب شاهزادگان بود كه به سبب وفور اغراض نفسانى به هم افتادند و از قرارى كه در اين كتاب مستطاب مكرّر درج شده ، خانمان مسلمانان را بر باد فنا دادند . صاحبقران معظّم نظر به محبّت مفرطى كه با عموم اولاد امجاد داشت ، بناى درستى در كار هيچيك نمىگذاشت . خار اين كدورت را در دل مىشكست و در هر حالت ، همّت اعلى بر رضاى خاطر هريك مىبست . جمع اضداد در حقيقت جانگاه است و جانكاستن جمع اضداد بىاشتباه . بالجمله ، از وفور غصه و اندوه ، مزاج مبارك از حد اعتدال انحراف يافت و لشكر امراض مزمنه به ميدان وجود مسعودش دو اسبه شتافت . از كثرت امراض داخلى و خارجى اخلاق كريمانه نيز تغيير پذيرفت و با هر نفسى از امين و خائن سخن از روى خشم و خشونت مىگفت . خلاصه ، در سال اودئيل تركى مطابق با سنهء يك هزار و دويست و چهل و شش بعد از مراجعت از مملكت فارس ، مرض قولنجى صعب در مزاج همايونش به هم رسيد و بالاخره از استعمال شراب ناب رفع گرديد . پس از آن ، همه ساله امراض ظاهرى و باطنى روى مىآورد تا رفته رفته كبد را معيوب كرد . عاقبت منجر به ناخوشى سل و دق شد و ضعف بر قوّت فائق آمد . اكثر از منجمين ركاب مستطاب و غيره ، خاصّه ميرزا محمد رضاى مجوس جديد الاسلام كرمانى ، كه خود را از احفاد استاد الكلّ فى الكلّ حكيم الهى جاماسب بنى عمّ گشتاسب مىدانست ، در خفيه رحلت مرحوم وليعهد دوران عباس ميرزا را يك سال قبل از وفات شاهنشاه زرّينلوا به او عرض كرد و اين مطلب را به دلايل و براهين نجومى مسجّل آورد . در سال قبل كه قضيهء هايلهء وليعهد مرحوم اتفاق افتاد ، شاهنشاه دانا ، هم از قرينهء حكم منجمين ، هم به مفاد « الملوك ملهمون » تن به قضاى اقدس الهى از روى يقين و آگاهى درداد . در گوشهء جنوبى از سمت قبلى صحن سيّم روضهء پاك حضرت معصومه [ در ] قم - صلوات الله عليها - مضجعى چون روضهء فردوس به جهت خويش پرداخت و در اوقاتى كه نوّاب عليّه صبيّهء مرضيّهاش ، فخر الدولة البهيّه فخر النساء خانم به زيارت عتبات عاليات مىرفت ، بر